دستکش بچه به معنی فرهنگ لغت جمله است

  • صفحه نخست
  • /
  • دستکش بچه به معنی فرهنگ لغت جمله است

دستکش بچه به معنی فرهنگ لغت جمله است

خاصیت ارتجاعی بالا:
مقاومت در برابر کشش

طرح ضخیم:
مقاوم در برابر پنچری

ضد آب و ضد آب است:
از دستان خود مراقبت کنید

لاتکس و بدون آلرژی:

این دستکش ها حاوی مواد فاقد لاتکس هستند که برای افرادی که به لاتکس حساسیت دارند مفید است. 

مقاوم در برابر پنچری:

دستکش های نیتریلی مخصوصاً با فناوری مقاوم در برابر پنچری تولید می شوند. 

حساسیت کامل:

آنها برای پاسخگویی به نیازهای آلرژی تولید می شوند.

دیکشنری فارسی به فارسی - Abadis- دستکش بچه به معنی فرهنگ لغت جمله است ,فرهنگ لغت فارسی. فرهنگ واژگان، فرهنگ لغت، واژه نامه، لغت نامه، فرهنگ یا فرهنگنامه کتابی است که در آن معانی واژه های یک زبان معین با توضیحات مربوط به ریشه شان، تلفظ شان، یا اطلاعات دیگر مربوط به آنها به ترتیب حروف الفبای ...واژه ملکه به انگلیسیبه این ترتیب مجموعه ی حاضر شامل 1010 واژه کلیدی ست که در دو جلد 505 لغتی ... می شه تا به ملکه ذهن تبدیل بشه، البته این لغات دردرس های بعد با ستاره مشخص شدند.



دیکشنری آنلاین آلمانی به فارسی - بیاموز

با توجه به بی‌قاعده بودن شکل جمع اسامی در زبان آلمانی در دیکشنری به آنها اشاره شده است. اسامی در زبان آلمانی همیشه با حرف اول بزرگ نوشته می‌شوند.

فاک - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فاک (به انگلیسی: Fuck) یک واژهٔ عامیانه در زبان انگلیسی است که معانی مختلفی دارد. این واژه در میان مردم رکیک تلقی شده و بیشتر به صورت توهین بکار برده می‌شود. گاهی نیز نشان‌دهندهٔ شدت عصبانیت است (شبه‌جمله).

معنی رو | لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ رو در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب ... معروف است که به عربی وجه خوانند.(برهان قاطع) (آنندراج ). جانب پیش سر که از پیشانی شروع شده به زنخ ختم می شود. ... فلزی است ...

Warden معنی نام - Warden Name Meaning in Persian

Warden Name Meaning in Persian, Warden معانی نام به زبان فارسی - یافتن دختر و پسر نام با معانی فارسی، معنی Warden و تعریف با تعداد خوش شانس از Warden. Hamariweb.com بهترین مکان برای پیدا کردن معانی نام دقیق خود را.

فاک - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فاک (به انگلیسی: Fuck) یک واژهٔ عامیانه در زبان انگلیسی است که معانی مختلفی دارد. این واژه در میان مردم رکیک تلقی شده و بیشتر به صورت توهین بکار برده می‌شود. گاهی نیز نشان‌دهندهٔ شدت عصبانیت است (شبه‌جمله).

معنی کلمات درس نقش خردمندان قسمت اول

به کدامین شیوه ؟ وسعت یاد خدا را بکشانم به کلاس ؟ بچه ها را ببرم تا لب دریاچه ی عشق ؟ غرق دریای تفکر بکنم ؟ با تبسم یا اخم ؟ با یکی بود و نبود ؟ زیر یک طاق کبود ؟ یا کلاغی که به خانه نرسید قصه گویی ...

دیکشنری آنلاین ترکی استانبولی به فارسی - بیاموز

مدخل‌ها در دیکشنری ترکی به فارسی براساس شکل خنثی از هر واژه ایجاد شده‌اند. در صورتی که شکل صرف شده از یک واژه را جست و جو کنید، به صورت خودکار به مدخل واژه با شکل خنثی منتقل می‌شوید.

معنی porcupine - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی porcupine = معنی : جوجه تیغی، تشی، خارپشت کوهی، خارپشت جبلی معانی دیگر: (جانور شناسی) جوجه تیغی، خارپشت (تیره های hystricidae و erethizontidae که جونده هستند)، خار انداز، راورا، وار موک، پیهن، سیخول،

معنی رو | لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ رو در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب ... معروف است که به عربی وجه خوانند.(برهان قاطع) (آنندراج ). جانب پیش سر که از پیشانی شروع شده به زنخ ختم می شود. ... فلزی است ...

درس آزاد - kohanzaban.blogfa.com

«هیوا» یک واژه است که باید معنی آن را در فرهنگ لغت های« زبان کردی» پیدا کرد . همه ی ما به زبانی غیر از زبان مادری خود درس می خوانیم و در کلاس واژه ها و جمله های « زبان فارسی » را هم می شنویم ، می ...

دیکشنری آنلاین ترکی استانبولی به فارسی - بیاموز

مدخل‌ها در دیکشنری ترکی به فارسی براساس شکل خنثی از هر واژه ایجاد شده‌اند. در صورتی که شکل صرف شده از یک واژه را جست و جو کنید، به صورت خودکار به مدخل واژه با شکل خنثی منتقل می‌شوید.

فرهنگ واژگان انگلیسی به فارسی

persian to english , english to english and perisan to persian dictionary

Halah معنی نام - Halah Name Meaning in Persian

Halah Name Meaning in Persian, Halah معانی نام به زبان فارسی - یافتن دختر و پسر نام با معانی فارسی، معنی Halah و تعریف با تعداد خوش شانس از Halah. Hamariweb.com بهترین مکان برای پیدا کردن معانی نام دقیق خود را.

شش هزار کلمه فارسی در زبان ترکی وجود دارد - خبرآنلاین

رایزن فرهنگی کشورمان و نماینده بنیاد سعدی در ترکیه با اشاره به وجود شش هزار کلمه فارسی در زبان ترکی، پیشنهاد کرد کارگروهی متشکل از استادان زبان فارسی دانشگاه‌های ترکیه برای بومی سازی منابع آموزشی بنیاد سعدی تشکیل شود.

فرهنگ واژگان فارسی به انگلیسی

persian to english , english to english and perisan to persian dictionary

فرهنگ لغت عربی - فارسی | Glosbe

در فرهنگ لغت عربی - فارسی شما عباراتی را با ترجمه‌ها، نمونه‌ها، تلفظ و تصاویر پیدا خواهید کرد. ترجمه سریع است و باعث صرفه‌جویی در وقت شما می‌شود.

دیکشنری فارسی به انگلیسی

دیکشنری. دیکشنری (Dictionary) که گاهی اوقات به عنوان یک واژه نامه، فرهنگ لغت، لغت نامه یا فرهنگنامه شناخته می شود، مجموعه ای از کلمات در یک یا چند زبان خاص است، که اغلب بر اساس حروف الفبا مرتب سازی می شود، و ممکن است شامل ...

معنی porcupine - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی porcupine = معنی : جوجه تیغی، تشی، خارپشت کوهی، خارپشت جبلی معانی دیگر: (جانور شناسی) جوجه تیغی، خارپشت (تیره های hystricidae و erethizontidae که جونده هستند)، خار انداز، راورا، وار موک، پیهن، سیخول،

معنی لغات گیلکی

(این لغت چند معنی دارد باید به موضوع جمله نگاه شود)مثال: بیا بشیم کول سَر بیا برویم بر روی بلندی. کارد کوله کارد کُند است. بیا ت َ کُولِ گیرم بیا تو را بر پشت خود سوار کنم کولی بدم

مردم پشه‌ای - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

عده یی به این نظر اند که پشه یی از پشی گرفته شده که مستحکم و قوی معنی دارد ... ، زبان پشه یی مادر بسیاری از زبان‌های منطقه است اولین فرهنگ لغت زبان پشه ای ((فرهنگ وزبان پشه ای مردم افغانستان ...

درس آزاد - kohanzaban.blogfa.com

«هیوا» یک واژه است که باید معنی آن را در فرهنگ لغت های« زبان کردی» پیدا کرد . همه ی ما به زبانی غیر از زبان مادری خود درس می خوانیم و در کلاس واژه ها و جمله های « زبان فارسی » را هم می شنویم ، می ...

نسیم دانلود | دیکشنری ها

با استفاده از این فرهنگ لغت انگلیسی می توانید تلفظ صحیح کلمات را بدست آورید. بیش از ۱۵۰۰۰۰ کلمه در این فرهنگ لغت قرار دارد که می توانید به همه آن ها دسترسی داشته باشید.

دستور زبان فارسی (تکواژ)

در فرهنگ لغت ها جای دارند وبسامد( کاربرد ) آن ها کم است. معمولا چه به تنهایی و چه در ساختمان واحد بزرگ تر از خود، معنی می دهند. می توان تکواژهای قاموسی را به دو دسته تقسیم کرد:

فرهنگ واژگان انگلیسی به فارسی

persian to english , english to english and perisan to persian dictionary